برچسب‌ها

, , , ,

بعضی‌ها هستند که از روز ِ اول ِ رابطه‌ی هر چقدر سطحی ، مال ِ هم میشن . آینده‌شون به هم گره می‌خوره . قرار میذارن با هم فلان کار رو بکنن ، با هم فلان جا برن … تو خیالات با هم دکوراسیون ِ اتاق‌خواب و نشیمن و چه میدونم حمام توالت‌شون رو هم میچینن ! من حسرت می‌خورم به این آدم‌‌ها ؛ به این رابطه‌ها .

من بلد نیستم . با همه‌ی خط‌‌ شکنی‌هام یه ترس‌ ِ و احتیاط ِ موروثی ؛ همه‌جا همراهمه . که همش میگه :نکنه …؟نکنه فکر کنه میخوای آویزونش بشی … نکنه بگه دختره بی‌جنبه است … نکنه بگه دختره دنبال ِ شووووَره … نکنه دیگه نخوادت … نکنه بذاره بره … نکنه هیچی نگه ؛ ولی وقتی به هر دلیل رابطه تموم شد ؛ از رویا بافی‌هات پشیمون بشی … نکنه روزی که داری برا نبودنش غصه می‌خوری ؛ رویاهای ممنوعه غصه‌ات رو بیشتر کنه …

حتی تو اندک رابطه‌های ِ محکم و جدی‌م هم نتونستم این‌کارا رو بکنم . رابطه عمیق میشه ، حس‌های نگفته‌ام ؛ ناگفته با حس‌هاش قاطی میشه ، صمیمی میشیم ولی تو رویا هم با هم خونه نمی‌سازیم ، با هم جایی نمیریم …توی ِ اوج ِ مستی و ملنگی و پر بودن از هم ؛ یه میخوامت گفتن و شنیدنِ خشک و خالی که به قولی لحظه‌ایه و تعهد نمیاره ، ذهنم رو پر میکنه از «نکنه …»

اینجور میشه که روابطم عمیق میشه ولی وسیع نمیشه …

اصلاً یکی بیاد به من بگه قاعده داره ؟ قانون داره ؟ زمان داره ؟ شماهایی که باهم دوست میشین و تو رویا  زود ِ زود ِ مال ِ هم میشین  ؛ از کجا می‌فهمین که واقعاً مال ِ همین ؟ این دلشوره‌ها رو ندارید ؟ یکی تو مختون داد نمیزنه : نکنه …؟

همه این حس‌ها شدید شده ، چند برابر شده و این چند روز پر شدم از خواستن و لال‌مونی گرفتم .

پ.ن : دارم با خودم مبارزه میکنم . تو گودر یه فولدر برای ِ خودم باز کردم به اسم ِ « یه روزی با هم میریم ».عکس ِ جاهای ِ دوست داشتنی‌م رو شِر میکنم .اینجوری لااقل تنهایی برای ِ خودم رویا می‌بافم !