برچسب‌ها

, ,

گفتگوي ِ فيس بوكي ِ من و دخترخاله بزرگه :

دخترخاله : تولدت مباااااااارك گلم 

من : مرررسي  :)

+ وقتي يادم افتاد تولدته دلم هُري ريخت …آخ که چقدر خاله ام خوشحال شد بعد 3 تا شهید تو به دنیا اومدی !!!!!!!!!!!

- :)

+ پله مخفی یادته ؟؟؟؟

- نه !‌ پله مخفي چيه ؟!

+ خونه‌ي ری يه سري پله‌ داشت (خونه‌ي قبل از يك سالگيم ) كه مهدی ( پسرخالم) می‌گفت بچه‌های خاله از پله مخفی رفتند پیش خدا … نو نرفتي پيش خدا !

.

.

.

انگار از اون اول با هم مشكل داشتيم … من و خدا !